- معلم ادبیاتمون اومد تو کلاس و گفت کی می خواد روزنامه بفروشه؟ دست رو بلند کردم و گفتم : من! یه روز عکاس روزنامه نیومد و من جاش رفتم و عکس گرفتم. وقتی عکس ام تو روزنامه چاپ شد فکر کردم معروف ترین آدم دنیام.

اینها حرف های محمد خیرخواه عکاس یونایتد پرس در ایران درباره نحوه ورودش به عرصه مطبوعات و عکس خبری بود...
طبق برنامه کارگاه عکس در دانشگاه بین الملل امام خمینی قزوین برگزار شد. کارگاه با صحبت محمد درباره تفاوت خبرگزاری های عکس ایران با باقی کشور ها آغاز شد و در ادامه تعدادی از عکس هاش رو به نمایش گذاشت و درباره اون ها صحبت کرد که بسیار جالب و شنیدی بود. در آخر عزیزانی که شرکت کرده بودند سوالاتشون رو از این عکاس قزوینی پرسیدند.

از محمد پرسیدم که خط قرمزش در عکاسی چیه؟ گفت: خط قرمز من جلوی در خونه آدمهاست !

کارگاه آموزشی نقد و بررسی عکس خبری با حضور محمد خیرخواه عزیز فردا یعنی چهارشنبه ساعت 11 تا 13 در سالن کنفرانس دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) قزوين برگزار می شه. همه علاقه مندان به عکاسی و محمد می تونن توی کارگاه شرکت کنن.

بالاخره فردا یه دل سیر از محمد می گیرم!!! ![]()






۲۵۳ عکس برتر سال ۲۰۰۷ یونایتدپرس را اینجا می توانید ببینید
۱۵ عکس محمد خیرخواه هم در میان عکس های برتر یونایتدپرس است. هر چند ایران به واسطه مسائل سیاسی بسیار مورد توجه رسانه های خارجی قرار داره ولی اگر به عکس ها نگاه کنید می فهمید که عکس های محمد فقط سیاسی نیست و موضاعات مختلفی داره و این نشون دهنده پویا و قوی بودن استاد در عکاسی خبریه.





ببخشید موقع ذخیره کردن عکس ها زیر نویس هاشون رو ذخیره نکردم.





















مناظره دكتر اسد ا.. بادامچيان (قائم مقام حزب موتلفه اسلامي) و دكتر سعيد شيركوند (عضو شوراي مركزي حزب مشاركت ايران اسلامي ) در دانشگاه بين المللي امام خميني (ره) قزوين




مهندس حسابي در دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره)

دوشنبه هفته قبل نمایشگاه گروهی عکس من و دو تا از دوستام توی دانشگاه آزاد قزوین افتتاح شد.
همیشه فکر می کردم برای یه کار فرهنگی نقد بهتره مثبت باشه نه منفی، چرا ما باید چیزی رو که دوست نداریم عمومیت بدیم؟
ولی به خودم می گم ای کاش این کار رو انجام نمی دادیم. هنوز روزی رو که برای گرفتن پول چاپ عکس ها به دفتر فرهنگ رفتیم رو یادم نرفته. مسئول اونجا بهمون گفت اگه پول چاپ رو بدم عکس ها بعدش بدردم نمی خوره. پس نمی دم. (موندم چه عکسی به دردشون می خوره! در حالی که اصلا اجازه عکاسی توی دانشگاه وجود نداره ) آخرش هم عکس ها پیرینت شدند.
از یه طرف دیگه یه سری از دانشجو ها توی گروه هنری هستند که فقط براشون یه چیز مهمه اینکه کاری کنن که بتونن چندر غاز پول بگیرن. کار به هر قیمتی (دیگه خودتون حدس بزنید که وضع پوستر و برگزاری و افتتاحیه چه جوری بوده!)
آخرش هم هر کس فکر می کنه می تون از نمایشگاه به عنوان عملکردش استفاده کنه با یه دوربین و لبی خندان توی افتتاحیه شرکت می کنه.
این نمایشگاه باعث شد یه چیز مهم رو بفهمم. آدم باید کارش رو به بهترین شکل انجام بده ولی اگه دیگران کارش رو ندیدن مهم نیست.
نمی دونم شاید همه حق دارند!!




2 نفر دعوایشان می شود، می روند پیش قاضی.
اولی ماجرا را تعریف می کند. قاضی می گوید: شما حق دارید.
نفر دوم تعریف می کند و قاضی خوب گوش می دهد.
قاضی می گوید: شما هم حق دارید.
همسر قاضی می گوید اینکه نشد، نمی شود به هر دو طرف حق بدهی، رسمش این نیست.
قاضی به زنش می گوید: تو هم حق داری!