
چند روز قبل که برای دیدن دوستای فیلمسازم به شرکت فیلم سازی کارگاه خیال رفته بودم در حال ساخت تیزر همایش دوچرخه سواری همگانی ۱۲ بهمن بودن. یاد تور بین المللی دوچرخه سواری تابستون افتادم. مسئول برگزاری تور وقتی فهمید باید بابت گرفتن عکس ها پول پرداخت کنه انقدر خودش رو به آب و آتیش زد تا بالاخره عکس ها رو گرفت و قول داد که مبلغش رو یک هفته بعد بیاره و هنوز هم من منتظرم. تازه فهمیدم یکی از عکس ها رو بزرگ چاپ کرده و قرار با عکس ها نمایشگاه برگزار کنه. اما دریغ از یک اجازه...



-مه-
شايد
شبي
مهي غليظ بيايد
و مرا هم
از من پنهان کند!
این شعر رو داداشم عمید شب یلدای سال قبل بهم تقدیم کرد. این تنها شعری که توی زندگیم بهم تقدیم شده. من هم این عکس رو تقدیم به مرد مسافر می کنم.







(اولین بار که بعد از کار شدن عکس هام توی ایسنا انقدر خوشحالم. دیشب عکاسی وحشتناک بود! تا ساعت ۴ صبح بیرون بودم. واقعا الان دارم با لذت چای می خورم)







باز هم فصل امتحانات و واحد های پاس نکرده. تا فکر امتحان رو می کنم معده دردم هم شروع می شه. این ترم تصمیم جدی گرفتم توی این یک ماه به جز درس به هیچ چیز دیگه ای فکر نکنم.خیلی سخته. امروز واقعا بر خلاف میل باطنیم عکس نگرفتم تا با انرژی بیشتر بتونم درس بخونم. بعد از چند روز که رفتم ایسنا اولین جمله دبیر سرویسمون این بود که اگه دیگه نمیای دوربین رو نبر! به شدت از این جمله ناراحت شدم. من تمام پیشرفت هام رو مدیون خبرگزاری ایسنا و مخصوصا حسین طاهری هستم که زمینه رو مهیا کردند تا بتونم دوربین رو همیشه همراه خودم داشته باشم. واقعا اتفاق بزرگی بود و فکر نمی کردم انقدر موثر باشه. اگه اونها دوربین در اختیارم نمی گذاشتن هیچ وقت نمی تونستم انقدر تجربه عکاسی کسب کنم. اما امروز فهمیدم تفکر ها خیلی با هم فرق داره. توی این چند روز که نبودم عکس گرفتم و فرستادم و اتفاقا عکس هام کار هم شد. به هر حال وقتی برای یه دفتر توی شهرستان کار می کنی خیلی باید تلاشت زیاد باشه تا عکس هات کار بشه. نمی دونم چرا این جمله انقدر من رو بهم ریخت. واقعا بعضی وقت ها دچار تعارض می شم. چند شب فکر و خیال نمی زاره بخوابم. می دونم تا زمانی که اصل و فرعم رو انتخاب نکنم وضع همینه و احتمالا امشب هم مثل شب های قبل با استرس توی رختخوابم وول می خورم... یاد حرف استاد آیین زندگیم افتادم که بهم گفت: همه چیز در این جهان در تعارض قرار داره . این تعارضات رو مدیریت کن!

عکس های پارکینگ ماشین های اوراق که دیگه از کار شدنشون داشتم نا امید می شدم رو اینجا می تونید بیبنید.
معده دردم دباره شروع شده...

ديدار پرديس متحد و صباباتري تهران كه يكي از حساسترين ديدارهاي اين هفته بود در قزوين انجام شد و تيم صباباتري با نتيجه ۹۹بر ۶۶تيم ميزبان را شكست داد.











آیین عشای ربانی در روز تولد حضرت مسیح (ع) در کلیسای آشوری - کلدانی قزوین







پارکینگ ماشین های اوراق (پارکینگ شهروند و البرز)






