
۱- ادعا نمی کنم عکسی که برای ایسنا فرستادم (عکس بالایی) کادر خیلی خوبی داره (همون دیشب هم می خواستم عکس رو از بالا کمی کراپ کنم که بهتر دیدم تهرانی ها این کار رو انجام بدن) ولی به نظرم از عکسی که روی سایت ایسنا قرار گرفته از نظر کادر و نور بهتره.
(قبول می کنم نقد قبلیم کمی عجولانه بود و درست نبود که قبل از مطرح کردن با سرویس عکس منتشر می شد. ممنون از نظر دانیال شایگان عزیز )
۲- در مورد چند گزارش تصویری اخیرم بعضی از دوستان ادعا می کنند که گزارش تصویری های ضعیفی بوده. در این شکی نیست که بسیار مونده تا ادعا کنم عکسی قابل قبول و نه خوب و عالی می گیرم ولی ممنون می شم که هر کس نقدی داره مکتوب برام ایمیل کنه تا شاید موجب بهتر شدن کار ها بشه. به خدا این نظر خواهی پست رو برای همین کارها گذاشتن. شاید نظر شما باعث بشه بقیه هم دست به کیبورد بشن...
انقدر که در وضعیت پپسی باز کردن برای هم هستیم ، متاسفانه فرهنگ نقد درست کردن رو واقعا از یاد بردیم...




گزارش تصویری: مراسم توديع و معارفه استاندار قزوين/ سالن اجتماعات استاداری / ایسنا
باقی عکس ها را اینجا ببینید



گزارش تصویری: پخت حليم عبید زاکانی در ماه مبارك رمضان/ میدان ولیعصر، قزوین / ایسنا
باقی عکس ها را اینجا ببینید
۱- بالاخره عکس های نمایشگاه بعدی گروه عکاسان ۱۰ انتخاب شد. این بار هم مهدی وثوق نیا (که همیشه حامی گروهمون هستند و دیروز هم تولدشون بود) در انتخاب و ادیت عکس ها ما را یاری کردند. موضوع نمایشگاه بعدی "دوچرخه ۲۸" است.
۲- امیر مافی بردبار از اعضای سابق گروه عکاسان ۱۰، رتبه دوم بخش نیایش پنجیمن جشنواره سراسری عکس رشد را در بین بیش از ۱۴۰۰ عکاس بدست آورد. این جشنواره در چهار بخش توسط دفتر انتشارات سازمان آموزش و پرورش کشور مرداد ماه امسال در تهران برگزار شد. به دوست خوبم تبریک می گم. منتظر کار های بزرگ از ایشان باشید.
دارم فکر می کنم اداره فرهنگ و ارشاد و دیگر مراکزی که باید حامی هنرمندان شهر باشند اصلا از این موفقیت ها خبر دارند؟!
۳- از این به با مراجعه به آدرس www.dadkhah.ir هم می توانید به وبلاگم دسترسی پیدا کنید. راستش الان ۲ سال و اندی است که از بلاگفا استفاده می کنم. بعضی از محدودیت هایش واقعا کلافه کننده است. امیدوارم بتوانم ظرف چند ماه آینده سایتم را برای مشاهده آماده کنم.
۴- از اونجایی که خبرگزاری ایسنا در هر استان یکی از زیر مجموعه های جهاد دانشگاهی همون استانه و ۲ سالی می شه که در واحد های مختلف با جهاد قزوین همکاری می کنم، برای کمک به دوست خوبم حمید مدیریت و طراحی گرافیک سایت جهاد دانشگاهی دانشگاه بین المللی امام خمینی رو انجام دادم که علیرضا خدابخش عزیز هم زحمت برنامه نویسی اون رو کشیده. یکی از علت های کم کاری در این چند وقت همین بود.
۵- برای ما که انقدر عادت داریم به نداشتن امکانات و تجهیزات معترض باشیم دیدن این گزارش تصویری بسیار جالب خواهد بود مخصوصا وقتی بفهمید با چه دوربینی گرفته شده. راستی لنز واید ایسنا خراب شده و دیگر کار نمی کنه. ما هم فعلا نمی توانیم عکس بگیریم. امیدوارم همین پست را به خودم تحویل ندهند! به خدا دوربین موبایم خیلی ضعیفه!
۶- حتما توصیه می کنم کتاب عکس "نبض زمان" حسن سربخشیان را ببینید. شاید یک روز درباره اش بیشتر نوشتم.
۷- ناراحتم. احساس می کنم زندگی مان خلاصه شده در این جمله: اگر من به تو این چیزی بدم، تو به من چی میدی؟
کشته شدن یک رهگذر بر اثر سقوط از پل ولایت در بلوار آیت ا.. خامنه ای قزوین
(روبروی بیمارستان پاستور)
دریغ از یک تابلو هشتار دهنده !
اگر شبی جلوی بیمارستان پاستور پیاده شدید و خواستید از این خیابون عبور کنید، جدا مراقب باشید نمیرید ...

طبق قول و قرار قبلی امروز خانم "مانسا یوان " عکاس ایرانی-اسلوانیایی مهمان ششمین جلسه کلاس های عکاسی خبری " محمد خیرخواه " بود. در این کارگاه پس از دردسر های معمول کارگاه ها و کلاس های ایرانی (مثل اشکالات فنی ، نبود برق ، عدم هماهنگی و ... ) و معرفی عکاس، در ادامه ۳ مجموعه افغانستان ، ونزولا ، ایران خانم یوان به نمایش گذاشته شد و باقی جلسه نه چندان طولانی به پرسش و پاسخ گذشت. گاهی اوقات برخورد با افراد غیر ایرانی ها واقعا آدم رو به فکر وا می داره. چقدر بی ریا حرف می زنند. بهتر ارتباط برقرار می کنند. انگار کمتر دروغ می گن. با اینکه محمد حرف هاش رو ترجمه می کرد ولی از خود حرف ها هم می شد راحت منظورش رو فهمید.
از وقتی کلاس تموم شده دارم به این فکر می کنم که چرا عکس می گیرم؟! مانسا در جواب همین سوال به یکی از بچه ها گفت عکاس قرار خودش و افکارش رو با عکس هاش نشون بده و عکاس خوب واقعا عکس هاش همون چیزی رو که نشون می دن که خواد.
ممنون از محمد عزیز که این فرصت رو برامون مهیا کرد. خیلی زحمت برای برگزار شدن کلاس ها کشیده و افسوس که خانه مطبوعات قزوین فقط شروع کارش خوب بوده ، انگار نه انگار که نهالی کاشته شده آب و دون هم می خواد...
راستی تازه یاد گرفتم چه جوری هم از جلسات استفاده کنم و هم عکس بگیرم:
فیلم برداری !






عکس دسته جمعی : آرش ملاحسنی

چند روز قبل به دعوت همکار عزیزمون در جهاد دانشگاهی آقای حسینی به یکی از باغ های انگورشون در روستای رحمت آباد در ۲۴ کیلومتری جاده تاکستان رفتیم که نتیجه اش تهیه این گزارش تصویری شد.

عکس: حمید راغب
اون روز همراهی حمید عزیز کلی روحیه مون رو عوض کرد. واقعا پسر با عشقیه و بودن باهاش بسیار لذت بخشه. تو این دور و زمونه، میون این همه ناملایمتی و دلسردی ،خیلی سخته بخوای عین حمید دنیا رو قشنگ ببینی و خوب فکر کنی و شاد باشی. خدا رو شکر دوربین جدیدش رو گرفته. قرار کلی با هم عکس بگیریم (می ترکونه، حالا ببینید)
عکس هاش رو از برداشت انگور تو وبلاگش می تونید ببینید.
هفته گذشته پر از سفر بود . جدای از چند سفر کوتاه به اطراف قزوین ، جمعه با اعضای انجمن سینمای جوان قزوین به سلطانیه زنجان و تخت سلیمان در استان آذزبایجان غربی رفتیم . امیدوارم عکس هام تو ایسنا کار بشه تا بیشتر براتون از این تخت سلیمان بگم. عکس دسته جمعی زیر هم مربوط به همین سفره که زحمتش رو کاوه عزیز کشیده. جای همگی خالی ، خیلی خوش گذشت. عکس های استاد وثوق نیا رو که بسیار خوب شده اینجا می تونید ببینید. انجمن قول داده که با عکس های بچه ها یک نمایشگاه جمع و جور ترتیب بده.

یکشنبه همین هفته هم به کویر مرنجاب رفیتم. بر عکس سفر قبلی این یکی سر و ته نداشت. راستش من آخر هم نفهمیدم که این تور رو کی ترتیب داده بود و ۸۹ نفر دیگر دقیقا برای چی این همه راه رو تا اونجا اومدن ، آن هم برای چند ساعت در تاریکی ماندن در دل کویر. یقین دارم که خیلی ها اون همه زیبایی شب کویر رو هم حتی بار چند لحظه نگاه نکردند. به هیچ وجه سفر خوبی نبود. به همسن های خودم توصیه می کنم که اگه تصمیم دارن ۲ نفری به سفر برند به جای این همه سختی و عذاب کشیدن و توی ماشین نشستن مسیری کوتاه تر از کویر مرنجاب رو انتخاب کنن. حتما اگه یک روز خواستید به کویر برید شاتباه من رو نکنید با چند نفر که تجربه دارن صحبت کنید و با یک تیم حرفه ای و علاقه مند سفر کنید.

امامزاده حلال در شهرستان آران و بیدگل در استان اصفهان - فاصله کویر مرنجاب تا اینجا ۴۵ کیلومتره. از این جا به بعد دیگه فقط کویر بود و کویر

امام زاده حلال در شهرستان آران و بیدگل در استان اصفهان

بسته بودن کاروانسرای مرنجاب باعث شده تا بچه هایی که چادر نداشتند با ترس عقرب شب رو در دشت به سر ببرند

اطراف کاروان سرا تنها جای سر سبز کویر مرنجاب بود. می گفتند شتر ها که برای آب خوردن به اینجا میان شیرشون رو می دوشند.

بعد از اینکه معلوم شد تنها قرار بوده شب را در کویر بگذرانیم عده ای از بچه در حسرت تپه های شنی که تنها فاصله ی کمی با اون ها داشتند موندند . وای چقدر فاصله کم بود. این هم تحمل سختی راه برای رسیدن به تپه های شنی . واقعا اعصابم بهم می ریزه وقتی فکرش رو می کنم. زورمون به بقیه نرسید.

از ترس نبود برق و تمام شدن باطری دوربینم از شب کویر عکاسی نکردم. چقدر افسوس خوردم وقتی فهمیدم با طلوع آفتاب قراره برگردیم.
آسمان کویر فوق العاده زیباست. امید وارم یک بار هم که شده آسمون پر ستارش رو ببینید. هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که از کاروان جدا شی ، تنهای تنها تو دل کویر حرکت کنی ، روی زمین دراز بکشی و ستاره ها و راه شیری رو نگاه کنی. همه چیز حس غریبی داره. واقعا حس ناچیز بودن بهم دست داد.
راستی یادتون باشه شتر های کویر شب و روز حالیشون نیست!

خودم خیلی این گزارش تصویری را دوست دارم . هر چند ایسنا تهران بیش از حد عکس ها را کراپ کرده. راستش زیاد به سلیقه عکاس احترام نمی گذارند. خیلی کار جالبی نیست. بعید می دانم در هیچ خبر گزاری دیگری انقدر کادر عکس ها را دست کاری کنند. البته مشکل از من است که هنوز انقدر خوب کار نمی کنم که دیدم را هامن طور که هست باور کنند.



اولین مسابقه تیم پیکان بالاخره در قزوین انجام شد تا تماشاگران قزوینی بتوانند لذت تماشای یک بازی لیگ برتری را در قزوین تجربه کنند. عکاسی از این بازی را هم سینا شیری انجام داد که البته در ایسنا کار نشد. من هم از حاشیه های بازی عکس می گرفتم. می تونید تعدادی از عکس ها را در وبلاگ ایسنا دفتر قزوین ببینید.